رونالدو در عربستان دوران بسیار خوب و طلایی رقم زده است.ورود کریستیانو رونالدو به عربستان قرار بود آغاز یک افسانه تازه باشد؛ پروژهای تاریخی با پول، قدرت و ستارهسازی. اما حالا، بعد از درآمدی نزدیک به ۶۰۰ میلیون پوند، نشانهها از یک پایان تلخ خبر میدهند. آیا دوران طلایی رونالدو در عربستان به خط پایان رسیده است؟
کمتر فوتبالیستی در تاریخ، قراردادی در ابعاد قرارداد رونالدو با النصر دیده است. دستمزدی نجومی، پاداشهای چند ده میلیون پوندی، سهم از مالکیت باشگاه و امکاناتی فراتر از تصور؛ از جت اختصاصی گرفته تا تیم کامل خدمات شخصی.اما فوتبال فقط حساب بانکی نیست. ستاره پرتغالی که همیشه با جامها تعریف میشد، حالا در تیمی بازی میکند که دستاورد ورزشیاش به یک جام غیررسمی محدود شده است.
رونالدو برای رقابت آمده بود، نه فقط حضور نمادین. با این حال، عملکرد النصر در نقلوانتقالات و برنامهریزی فنی، فاصله زیادی با جاهطلبیهای او دارد.در پنجره زمستانی، در حالی که رقبا تقویت میشوند، النصر تنها به جذب یک استعداد جوان بسنده کرده؛ تصمیمی که خشم فوقستاره پرتغالی را شعلهورتر کرده است.

رونالدو در عربستان درآمدی نزدیک به ۶۰۰ میلیون پوند بدست آورده است.
ضربهای که مستقیماً به رونالدو خورد
انتقال غیرمنتظره کریم بنزما به الهلال، همهچیز را تغییر داد. همتیمی قدیمی رونالدو حالا در تیم رقیب میدرخشد؛ تیمی که بهنظر میرسد حمایت بیشتری از سوی صندوق سرمایهگذاری عربستان دریافت میکند.گزارشها حاکی از آن است که رونالدو احساس میکند النصر در اولویت پروژه فوتبال عربستان نیست؛ موضوعی که باعث تنشهای جدی پشتپرده شده است.
غیبت رونالدو در یکی از بازیهای اخیر، شایعه اعتصاب را جدیتر کرد. این اولینبار هم نیست که او نارضایتیاش را علنی نشان میدهد؛ از واکنشهای تند کنار زمین تا درگیری لفظی با هواداران.برای بازیکنی که هدفش رسیدن به ۱۰۰۰ گل رسمی است، زمان اهمیت زیادی دارد. او بارها تأکید کرده که محل بازی برایش مهم نیست؛ فقط میخواهد بازی کند، گل بزند و برنده باشد.

رونالدو vitrin پروژه عربستان بود؛ خروج احتمالی او قبل از پایان قرارداد، میتواند ضربهای جدی به اعتبار این پروژه باشد. مدیران سعودی حالا با یک چالش واقعی روبهرو هستند:
چطور یک فوقستاره همیشه تشنه موفقیت را راضی نگه داریم؟
با آمار ۱۱۷ گل در ۱۳۳ بازی، هنوز نمیشود نقش رونالدو در النصر را نادیده گرفت. اما سؤال اصلی باقی است:آیا این بحران به آشتی ختم میشود یا باید منتظر یک جدایی پر سر و صدا باشیم؟
